قصیدهی "و له فى طلب الحقایق" اوحدی مراغهای
دامنه: به نام خدا. سلام. خواندن کامل این قصیدهی شیرین فارسی، واقعا" لذت دارد. یک خداشناسی ژرف و یک جهانشناسی عظیم و یک سیر تاریخی جالبیست از هستی و هستیبخشی. انسان را با بسیاری از امور گذشته و حال، آگاه میکند و شورِ معرفت در وی برپا.
این چرخ گرد گرد کواکبنگار چیست؟
وین اختر ستیزهگر کینهکار چیست؟
هان! اى حکیم، هرچه بپرسم ترا، بگوى
تا منکشف شود که درین پودوتار چیست؟
متن کامل این قصیدهی اوحدی
پروردگار نفس بباید شناختن
این نفس خود چه باشد و پروردگار چیست؟
زین سوى لامکان و از آن سوى هفتچرخ
پیوند آن دو واسطه کامکار چیست؟
این طول و عرض چند و زمان و مکان کدام؟
این خط و نقطه چون و محیطومدار چیست؟
این چار عنصر و سه موالید و شش جهت
این پنج زورق و دو در و یکسوار چیست؟
این جان روشن و تن تاریک را چه حال؟
وین خاک ساکن و فلک بىقرار چیست؟
این وصلت و مفارقت و جوهر و عرض
این بهمن و تموز و خزان و بهار چیست؟
این قلب و این لسان و سکوت و کلام چه؟
این طبع و این مزاج و خیال و بخار چیست؟
در یک مگس مجاورت نوش و زهر چون؟
در یک مکان مناسبت گنج و مار چیست؟
اصل فرشته از چه و نسل پرى ز که؟
وین آدمى بدین صفت و اعتبار چیست؟
در پاى دار این فلک بىگناه کش
چندین هزار پیکر ناپایدار چیست؟
آوردنش به عالم و بردن به خاک چند؟
پروردنش به شکر و کردن شکار چیست؟
گوش ملوک از «لمن الملک» چون پرست
باز این نزاع و نخوت واین گیرودار چیست؟
منزل یکى و راه یکى و روش یکى
چندین هزار تفرقه در هر کنار چیست؟
اعداد را چو اصل به غیر از یکى نبود
این عقدهاى مختلف اندر شمار چیست
اى نقشبند پیکر معنی، بگوى تا
زین نقشها ارادت صورتنگار چیست؟
الهام و وحى و کشف و
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 18:56
نوشتهی دیوید راس
ترجمهی خانم سیمین موحد
به قلم آزاد طالبی: درود و سپاسگزارم جناب طالبی دامنه. کتاب "هزار و یک نکتهی باریک تر از مو". کتاب فوق از یکی از دوستان من از شهر زیبای سمنان به من هدیه داده شده در سال ۱۳۹۱ ؛ هدف از ارایه این کتاب برگزیده ای از سخنان بزرگان از ۳۰۰۰ سال پیش تا کنون است. همه افرادی که خدمات بزرگی به بهرورزی بشریت و رشد دانش و درک انسانها کرده اند. یک بند از هزار و یک نکته را در زیر مینویسم:
"گاهی وجدان، چونان موجودی مجزا در اذهان ماست که ما را از گناه بر حذر میدارد، هرگاه اشاره این صدا را نادیده بگیریم عزت نفس مان و نیز آرامش درونیمان را فدای لذت گذرا کرده ایم. چنانچه ندای وجدان را همچون قطب نمای اخلاقی قابل اطمینانی بپذیریم بخت بهتری برای پیشروی در راهی راستین در زندگی مان داریم" پاینده باشی.
پاسخ دامنه : جناب آقای آزاد سلام و سپاس. هم آشناییدادن کتاب برایم جاذبه داشت و هم جملهی ارزندهای که از آن برگزیدهاید. وجدان را جالب نگاشت. از نظر من، وجدان در نهاد آدم جایگاه چندمنظوره دارد: داور، قاضی، نویددهنده، هشداربخش و نشاطآفرین و بشمار برو بالا. به تعبیر من، وجدان نمایندگی میکند اوامر خدای آفریدگار را در ماورای روح بشر. دریغا که بشر، بشارت وجدان را گاه به جهل و هوسهایش میخ میکند. من معتقدم جناب آقاآزاد که بشر به دنداندرد، به سردرد، به دلدرد، به نمیدانم هزار کوفتدرد اهمیت میدهد و پدر قُرض و آمپول و شربت و سرُم و کپسول را درمیآورَد اما وقتی 'وجداندرد' گرفت، اصلا هیچ محلش نمیگذارد و بر دهن وجدان، لجام میزند. بگذرم. این متن مهم شما را در این سایت دامنه در بخش "دامنهی کتاب" منتشر کردهام تا اهمیت مطالعهی آن را به خوانندگان ا
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 18:56
به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. "از چیزی نمیترسیدم"؛ این کتاب کوتاه، که زندگینامهی خودنوشتِ قاسم سلیمانی ( از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ) است از دسته کتابهاییست که انسان وقتی با آن وقتش را به سر کند احساس هدَر نمیکند. یک سربرگ است برای یک زندگیِ در سِلم و سلامت. اوایل سال ۵۶ برای اولینبار با اتوبوس به زیارت مشهد مقدس رفت؛ حدود ۲۰ ساعت تو راه. اطراف حرم در یک مسافرخانه اتاقی گرفت. جالب اما اینجاست که پساززیارت، رفت گشت یک باشگاه ورزشییی پیدا کند که چشمش افتاد «به یک زورخانه در نزدیکی حرم». رفت داخل. جوان "خوشتیپی" به اسم آقا سیدجواد تعارفش کرد. عصر روز بعد هم به زورخانه رفت. ولی اینبار سیدجواد و جوان دیگری به اسم حسن «بعد از گودِ زورخانه» وی را به گوشهای بردند. تصور کرد لابد «میخواهند کسی دیگر را بزنند که طرحِ دوستی» با وی ریختند. سهتایی روی میزی نشستند. سیدجواد ازو سؤال پرسید. آیا «تا حالا نام دکتر شریعتی را شنیدهای؟» گفت: «نه، کیه مگه؟» سیدجواد، بدون هراس خاصی شرح داد که «شریعتی معلمه و چند کتاب نوشته. او ضد شاهه.» از آن زمان به بعد بود که برای قاسم سلیمانی کلمهی «ضد شاه» دیگر "چیز تعجبآوری نبود."
خواستم گفته باشم او خود به دستِ مجروح خود وقایع زندگیاش را نوشت، شرح احوالش خواندن دارد. از جمله یک جا که از نقش ورزش در زندگی نوشت، که بر اخلاق دینیاش اثرِ زیادی نهاد و حتی آن را یکی از مهمترین عامل و «مانعِ مهم» در کشیدهنشدنش به "مفاسد اخلاقی" دانست.آری؛ "از چیزی نمیترسیدم" داستان شخصیتیست که از چوپانی به اینچنین نامدارییی رسید. او اولین بار جملهی «از چیزی نمیترسیدم» را برای اتفاق سال ۱۳۵۵ بر زبان آورد که دو پاسبان در سرِ یک خیابان در روز عاشورا در شهر "چوپار" کر
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 18:56